رنگ ها از یاد دنیا می روند

شعر .... کاریکلماتور

رنگ ها از یاد دنیا می روند

شعر .... کاریکلماتور

ادبیات ///شعر و نثر ادبی

اصغر رضایی گماری /// شهرستان گتوند ---- خوزستان

کارشناسی ارشد تاریخ ایران باستان
دبیر مطالعات اجتماعی آموزش و پرورش گتوند

مسئول انجمن ادبی دکتر قیصر امین پور شهرستان گتوند از سال 88 تا 92

مسئول کانون ادبی کتابخانه های گتوند از سال 88


جاپ مجموعه شعر "لبان مرا ربوده اند/انتشارات داستانسرا 89
پیام های کوتاه
آخرین مطالب
پیوندها
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات

۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۲ ثبت شده است

اگر در سال مار آمد بلایی

اگر بد بوده وضع کار یا کسب

خدا را شکر سالی تازه آمد

همان سالی که نامش می نهند: اسب

با سلام سال جدید رو پیشاپیش تبریک عرض می کنم ...

امیدوارم سال پرخیر و برکتی باشه برای همه شما دوستان....

و این روزها عجیب یاد جای خالی مادر بزرگ افتادم

و این شعر رو تقدیم میکنم به تمام مادرانی که منتظر عزیزانشان ماندند و بازنگشتند....

                      "بوسه های خرما"

همه چیز از یادش رفته است

اما برای بازگشتنت

تمام پنجره ها و در را باز می گذارد

وبا چایی تازه

چراغ را روشن می کند

مادر بزرگ می گوید:

بودنت خرمای شیرینی بود

که در شرجی دل نرم نرم می تابیدی

و نبودنت اناری تلخ

در برفی غم

که هیچ کس میلی به خوردنش ندارد

*

از بودن و نبودنت هیچ نمی دانم

اما به خاطر دارم

تلخی انارها را

و شیرینی خرما را

برای طعم شیرین بوسه های خرمایت

خواهم گریست!...

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۲ ، ۱۵:۳۳
اصغر رضایی گماری

 

اتاق را تاریک کن

با چشمانی باز

تنها به دست و صدای من گوش کن

میخواهم چیز روشنی برایت بگویم

هر چه می گویم ،

لب هایم شکل بال می گیرند

هرچه می کشم ، به پرنده می رسم

از دیوارهای نقاشی ام

پرنده می پرد

بر درخت هایم پرنده می نشیند...

نمی دانم کجای زندگی ام پریده ام؟

یا بال شکسته ی کدام پرنده را بوسیده ام!

که اینگونه پرنده ها در من لانه کرده اند...

اتاق روشن می شود

با چشمانی تاریک

تو از کنارم می پری

با پرهایی که دور من

دور می خورند

دور می خورند...

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۲ ، ۲۳:۱۵
اصغر رضایی گماری