رنگ ها از یاد دنیا می روند

شعر .... کاریکلماتور

رنگ ها از یاد دنیا می روند

شعر .... کاریکلماتور

ادبیات ///شعر و نثر ادبی

اصغر رضایی گماری /// شهرستان گتوند ---- خوزستان

کارشناسی ارشد تاریخ ایران باستان
دبیر مطالعات اجتماعی آموزش و پرورش گتوند

مسئول انجمن ادبی دکتر قیصر امین پور شهرستان گتوند از سال 88 تا 92

مسئول کانون ادبی کتابخانه های گتوند از سال 88


جاپ مجموعه شعر "لبان مرا ربوده اند/انتشارات داستانسرا 89
پیام های کوتاه
آخرین مطالب
پیوندها
آخرین نظرات
۱۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۹:۵۱

اشعار شاعران در مورد خلیج فارس

اشعار شاعران در مورد خلیج فارس

دهم اردیبهشت روز ملی خلیج فارس است . اگر مجبور شوم هیچ شعری نخوانم همیشه شعر خلیج فارس بر لب من است . همه جا آن را می خوانم و آنقدر می نویسمش که همه آن را بخوانند شاید بچه های ما وقتی تاریخ را ورق می زنند به ما نخدند . خلیج فارس تا ابد فارس می ماند و منظر نگاه من این است که آغوش مام میهن برای فرزندان جدا مانده از آن نیز باز می ماند.

اشعار شاعران در مورد خلیج فارس

دهم اردیبهشت روز ملی خلیج فارس است . اگر مجبور شوم هیچ شعری نخوانم همیشه شعر خلیج فارس بر لب من است . همه جا آن را می خوانم و آنقدر می نویسمش که همه آن را بخوانند شاید بچه های ما وقتی تاریخ را ورق می زنند به ما نخدند . خلیج فارس تا ابد فارس می ماند و منظر نگاه من این است که آغوش مام میهن برای فرزندان جدا مانده از آن نیز باز می ماند.

پرویز بیگی حبیب آبادی
ای همیشه نیلگون ای خلیج فارس نام نامی ات هماره جاودانه است
نام نامی ات همارت بر زبان موج جاودان ترین سرود عاشقانه است
نام پاک تو شکوه میهن من است جز حماسه تو بر زبان من مباد
وای من اگر نخوانمت به نام عشق خواهم از خدا دگر نشان من مباد
ای همیشه نیلگون - ای خلیج فارس از حماسه تار و پود تو سرشته اند
تا همیشه زمین – به نام میهنم بر کتیبه زمان تو را نوشته اند
ای همیشه نیلگون – ای خلیج فارس کشورم ز نام تو همیشه سرفراز
پرچم مقدس سه رنگ میهنم بر فراز موجهای تو در اهتزاز
من برای موجهای بیقرار تو بیقرارم و به ساحلت نشسته ام
با تو ای حماسه بزرگ نیلگون تا همیشه عاشقانه عهد بسته ام

#######################################

سلام ای روشنای باور من

چه قابل دارد ای ایران، سر من؟!

خزر را دوست دارم مثل بابا

خلیج فارس اما، مادر من!

...

غزل می گویم و می جوشم از نو

خدا می آورم، می نوشم از نو!

چروک و کهنه  ای، اما، خلیجم

اتویت می کشم، می پوشم از نو!!!

ناصر ندیمی

################################

بر سردر تاریخ جهان هم  بنویسید ، بی نام خلیج فارس دنیا خالی است

تا هست جهان بدان که این نام قشنگ ، چون سنگ عقیق آسمانی باقی است

من باز نوشتم که بدانند همه ، گرهست صدای شعر من در هرجا

زیرا که نفس ز خاک ایران دارم ، من مفتخرم به نام آن در دنیا

ای آنکه به این زمان خود غره شدی ، این آبی زیبا سند خانه ماست

بنچاق شتر نیست که تحریف شود ، این ارث دژ بلند کاشانه ماست

این آب زلال نیلگون جاری ، پیش از تو بر این جهان ما نازل شد

بعد از تو بدان در این جهان خواهد بود ، گر وهم به مغز کوچکت حاصل شد

بی شک تو به خواب خویش دیدی اینجا ، دیگر اثری ز کوروش و دارا نیست

این خواب خوش است زآنکه ایران قشنگ ، سینا و جنین و غزه و صیدا نیست

نقش است به قلب و جان هومن مهرش ،‌آبی که چو خون این وطن می ماند

تا هست زبان شعر و عمری باقی ،‌این قلب و زبان برای او می خواند

   شعر از : مهدی آ . هومن

########################################

                          "برای خلیج همیشه فارس"
پرانده اند ز خوابت ، مگر، پری ها را ؟ 
که شوق تازه رسیده است بندری ها را ؟
تو تک ستاره ی منظومه ی زمین هستی ! 
که جمع کرده ای امروز ، مشتری ها را
که شور شعر شوی در خیال آدم ها 
وشمس وحافظ وسعدی وانوری ها را..
شمال وشرق وجنوب وتمام مغرب را 
بلوچ وترکمن و کرد و آذری ها را..
و گیسوان طلایی آسمان شده ای ! 
که باز کرده ای آغوش روسری ها را
کمی به رقص در آ ! ای خلیج آبی پوش ! 
تکان بده به تنت ، دامن زری ها را

دوباره سر زده طوفان ، به شط ساحل تو 
تهاجم از همه سو می دود مقابل تو
صدای حادثه ، در های وهوی امواج است 
جهان به سایه ی آرامش تو ، محتاج است
بگیر مادر من ! دست کودکانت را 
دوباره باز کن آغوش مهربانت را !
که لحظه ها ، همه مست از لب شرابی توست 
امید مردم دنیا ، به چشم آبی توست

پرانده اند زخوابت ،مگر ، پری ها را ؟ 
که شور تازه رسیده است بندری ها را ؟!
به زیر سایه ی عشق تو از رقیب ، چه باک ! 
که دیده ایم ز چشم تو ، دلبری ها را
دوباره سر زده طوفان ، بیا ! ز ریشه بزن 
به موج سرکش خود ، این سبکسری ها را
خلیج آبی و ناب همیشه فارس تویی ! 
که خوانده اند ز نامت ، دلاوری ها را
غرور مردم خاور میانه ، دامن توست ! 
تمام کرده ای ای عشق ! مادری ها را

غزل ، مثنوی  از سارا سادات باختر

##################################

" نصف النهار بیداری"

نامت را آواز می دهم
موج ها به تماشای آسمان می ایستند
ای استواری هر چه استواری
نصف النهار بیداری!
از عصمت خزر
از جنگل شهامت و غیرت
با مردان جنگلی می ایم
از قله های سرکش البرز
تا سرزمین شروه، شهادت
تا شرجی ستاره و آتش
هر صبحدم
سجاده می گشایم
از خزر تا خلیج فارس

شعر سپید از سیدعلی میرباذل

######################################


موج


برای این همه ساحل صدف بهای کمی است

«خلیج» حرف کمی، «بحر» ادعای کمی است

شبیه اقیانوسی کنار رونق تو

حضور این همه بندر چه ماجرای کمی است!

ندیم شوکت جاوید سالیان وطن!

ـ که عشق پیش دلت عمق بی صدای کمی است ـ

اگر چه خلق جهان سدّ این ادامه شوند

خیلج «فارس» تویی... خونِ دل، بهای کمی است

همیشه جاری آبی! شروع عمر زمین

برای قدمت سبز تو ابتدای کمی است

تمام صحن وطن بستر غرور تو باد!

ولی تو بی مرزی، این فراخنای کمی است

...

مدام نام تو موّاج کرده شاعر را

که «من» برای شکوهت غزل سرای کمی است

دلیل راه، خودت باش! کشتی غزلم ـ

شکسته است... قلم سخت ناخدای کمی است

تقدیم به خلیج نجیب جنوبی که شمال آرزوهای زمین است..

غزل از شاعر سودابه مهیجی

#####################################

خسته

خلیج! روح بلند و عزیزتان خسته ست

به اقتدای شما روح آسمان خسته ست

برای اینکه بزرگید و روح زخمی تان

از ادعا و اباطیل این و آن خسته ست

نجات می دهم این شعر بی تکلف را

که از ضمیر «شما» و ضمیر «تان» خسته*ست.

خلیج! روح عزیز و صمیمی ات خسته*ست

به اقتدای تو سیمای آسمان خسته*ست

نشسته در ته چشمت غمی عمیق و بلند

به اقتضای همین، نقشه ی جهان خسته ست

همیشه بوی تو را می دهد مدار زمین

بنابراین شریان های کهکشان خسته ست

همیشه رو به افق خوابِ موج می بینی

و خواب های تو از این همه تکان خسته ست

به گرد موج تو هرگز نمی رسد توفان

و در نگاه تو توفان نفس زنان خسته ست

بدون نام تو «ای مرز پر گهر...» لال است

برای خواندن آن سینه ی بنان خسته ست

بخند تا غزلی تازه از تو بنویسم

ردیف خسته ی این شعر همچنان خسته ست

هزار و یک شب و هر شب هزار و یک شاعر

نوشته اند خلیج از مهاجمان خسته ست

بگو تلاطم چشمت امانمان بدهد

نشان دهیم خلیج از وجودشان خسته ست

خلیج قایقمان مانده در کنار آب

برای رفتن آن سوی بی کران خسته ست

غروب آمد و غربت نشسته در چشمت

و در کنار تو شاعر قدم زنان خسته ست

شعر از سید محمدامین جعفری حسینی

######################################

حتی اگر ازل، ابد و روز، شب شود

امکان پذیر نیست که سرکه رطب شود

از بمب های هسته ای ات هم کمک بگیر

شاید که اصل بی نسبت با نسب شود

دیوانگی ست اینکه شما فکر می کنید

این چاه های نفت براتان لقب شود

این سرفه ها نشانه ی یک مرگ حتمی اند

از آن زمان بترس که این سرفه تب شود

با ضربه های موشک خود دف بزن مرا

بگذار ساحت غزلم پر طرب شود

از یک پشیز میهن مان دل نمی کنیم

حتی اگر که حب وطن مستحب شود

از شرم، رودهای زمین خشک می شوند

یک روز اگر خلیج، خلیج عرب شود!

شعر از  عطیه پژمان

#################################

 حُسنا محمدزاده

 

همه شهر عاشقت شده‌اند، شاه بانوی ماه‌پیشانی!

آخرین بازمانده تاریخ! فخر افسانه‌های ایرانی!

 

 در رگت خون آریایی‌هاست، در نفس‌هایت آتش زرتشت

دامنت را گره زدند انگار با زنی از تبار اشکانی

 

مرز‌ها را به وجد آوردی، آی زیبای روسری آبی!

نقشه‌ها را کشانده گیسویت، رو به جغرافیای حیرانی

 

 رام چشمان نیلی‌ات شده‌اند، گله اسب‌های دریایی

کوسه‌های هنوز سرگردان، موج‌های همیشه طوفانی

 

 در دل آب، فوج ماهی‌ها، غرق در رقص بندری با تو

این طرف مرغ‌های دریایی، آن طرف صخره‌های مرجانی

 

از صدف‌های ساحل بحرین، تا تب و تاب تنگه هرمز

باد‌ها گرم قصه‌پردازی، لنج‌ها در پی غزل‌خوانی

 

 بالش گرم و راحت قو‌ها! مایه افتخار جاشو‌ها!

قرص باش و نترس از طغیان! «فارس هستی و فارس می‌مانی»

######################################################

محمدکاظم شهریاری

 

ای پارهء تن وطن من، خلیج فارس ! 

ای از تو شادی و محن من، خلیج فارس!

 

ای مایهء شکوه من و سرفرازی ام 

جز تو کجا بود وطنِ من، خلیج فارس؟

 

شد رنگ لاجوردی بحرت بر آسمان 

تا روز حشر طعنه زن من خلیج فارس

 

ورد زبان خلق شده نام نامی ات 

وز تو شده ست نو سخنِ من، خلیج فارس

 

بر جای جای سینهء تاریخ بسته نقش 

نامت عزیزِ انجمن من، خلیج فارس

 

شاداب با تو ساحت باغ است و بوستان 

بالنده سرو و نسترن من خلیج فارس

 

نو گشته با شهامت دریا دلان تو   

آن فخر و عزّت کهن من، خلیج فارس

 

ره بسته ای به هرچه حرامی ست در جهان 

ای خصم دیو و اهرمن خلیج فارس

 

خواهم تو را همیشه سرافراز بنگرم 

هست این تمام خواستن من، خلیج فارس

 

هرگز مباد چاک گریبانت از فراق 

وز دوری تو پیرهن من، خلیج فارس

 

نازد " سَهی " مدام به نام بلند تو

#######################

آوازهای آبی

باید ادامه آسمان باشی

که اینگونه

هر غروب ، آفتاب را تا می کنی!

تا تازه تر از همیشه

به صبح تحویل دهی!

و هر لحظه به زیبایت فکر می کنم

که پنهان کردنش پشت میله های یک نام

آسان نیست

آنچه پنهان می ماند تور است

تور است و طعمه

که به رقص لنج بر شانه هایت

به آوازی آشکار می شود

زیبایی...!

و موج هایی را می بینم

با ماهیانی که به خورشید نظر دارند

فریاد می زنند:

تو نبض ایرانی !

تو آوازهای آبی ایرانی!...

اصغر رضایی گماری

############################

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۲/۱۰
اصغر رضایی گماری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">