رنگ ها از یاد دنیا می روند

شعر .... کاریکلماتور

رنگ ها از یاد دنیا می روند

شعر .... کاریکلماتور

ادبیات ///شعر و نثر ادبی

اصغر رضایی گماری /// شهرستان گتوند ---- خوزستان

کارشناسی ارشد تاریخ ایران باستان
دبیر مطالعات اجتماعی آموزش و پرورش گتوند

مسئول انجمن ادبی دکتر قیصر امین پور شهرستان گتوند از سال 88 تا 92

مسئول کانون ادبی کتابخانه های گتوند از سال 88


جاپ مجموعه شعر "لبان مرا ربوده اند/انتشارات داستانسرا 89
پیام های کوتاه
آخرین مطالب
پیوندها
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
۱۲ تیر ۹۵ ، ۱۷:۱۲

بوی باروت

شرجی و بی حوصله ام

نه خواب دارم نه خوراک

شبیه درختی شده ام

نه شاخ دارد و نه برگ

و صبح ها با پتو رفیقم

بعد از ظهر ها با ماه عسل بیدارم

تا انسان های احسان را ببینم…

حالم از این جهان و جام هایش بهم می خورد

جامی که غزه

بدون ستاره گل باران می کند

تلاویو با حمایت تمام تماشاگرانش

نمی تواند یک سِت هم برنده باشد

قدس صداقتیست

که دارد ویدیو چک می شود

تا روز به روز

میدانش را کوچک تر کنند و مین هایش را بزرگ تر

حالم از این توپ ها به هم می خورد

که بوی باروتش

جهان را فتح کرده

حالم از این بازی بهم می خورد

که کودکان را به توپ بسته است

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۱۲
اصغر رضایی گماری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">